داروخانه و داروسازی خیریه نیست
تأخیر در تأمین ارز، تولید دارو را تحت فشار قرار داده است
بابک مصباحی، کارشناس صنعت دارو در گفتوگو با سالمخبر:
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۴
کد مطلب : ۲۱۹۰۱
سالمخبر: ما ارزی را که برای تأمین مواد اولیه و دارو لازم داریم بهموقع دریافت نمیکنیم. تأخیر در تخصیص و تأمین ارز یکی از مهمترین موانع تأمین پایدار داروست حتی در مواردی که ارز تخصیص مییابد، مشکلات نقدینگی مانع از خرید بهموقع آن توسط شرکتها میشود.
بابک مصباحی، کارشناس صنعت دارو در گفتوگو با سالمخبر با بیان این مطلب اظهار داشت: برای شرکتهایی که خرید خارجی دارند، بهموقع بودن تخصیص ارز یکی از مشکلاتی است که همیشه شرکتها را اذیت میکند. ما ارزی را که لازم داریم، به موقع دریافت نمیکنیم. از طرف دیگر، چون چرخه اقتصادی شرکتها مناسب نیست و حاشیه سود مناسبی هم وجود ندارد، حتی وقتی ارز تخصیص پیدا میکند، ممکن است شرکت نتواند به موقع آن را خریداری کند.
به اعتقاد این کارشناس، وقتی تامین اختلال در تامین ارز، نقدینگی و قیمت گذاری در کنار یکدیگر قرار میگیرند در نهایت خود را به شکل کمبود یا شورتیج در برخی اقلام دارویی و مواد اولیه نشان میدهند. بنابراین نمیتوان کمبود دارو را صرفاً به یک حلقه از زنجیره نسبت داد.
مصباحی در این باره توضیح میدهد: این مسائل کنار هم باعث میشود که ما در بعضی موارد، بعضی مواد اولیه و بعضی محصولات، کمبود را احساس کنیم. وقتی چرخه اقتصادی صنعت درست کار نکند، طبیعی است که نتیجه آن را در تأمین بعضی اقلام ببینیم.
داروخانه و داروسازی خیریه نیست
وی معتقد است مشکلات صنعت دارو با وجود پیچیدگیهایی که در سالهای اخیر پیدا کرده، در اصل به چند مسئله مشخص محدود میشود؛ مسائلی که به گفته او بارها از سوی انجمنها، سندیکاها و فعالان صنعت به مسئولان گوشزد شده اما همچنان پابرجاست. او مهمترین مشکل را نگاه نادرست به ماهیت اقتصادی شرکتهای دارویی میداند و تأکید میکند تا زمانی که سیاستگذار نپذیرد داروسازی یک فعالیت اقتصادی است، نمیتوان انتظار داشت زنجیره تولید و تأمین دارو بدون اختلال ادامه پیدا کند.
مصباحی در این باره میگوید: مشکلات صنعت دارو خیلی پیچیده نیست. شاید سه چهار موضوع اصلی وجود داشته باشد که باعث شده این صنعت در سالهای سال آن بالندگی خودش را نداشته باشد. بارها هم از سوی انجمنها و سندیکا و حتی در جلساتی با معاونان غذا و دارو و داروسازها گفته شده که اگر این چند مشکل حل شود، مطمئناً اتفاقات خوبی در صنعت دارو خواهد افتاد.
به گفته او، نخستین مسئلهای که باید در سیاستگذاری دارویی اصلاح شود، نوع نگاه به شرکتهای داروسازی است. مصباحی تأکید میکند که شرکت دارویی یک بنگاه اقتصادی است و نمیتوان از آن انتظار داشت بدون برخورداری از درآمد و حاشیه سود متناسب، هزینههای تولید، سرمایهگذاری و بهروزرسانی خود را تأمین کند.
او توضیح میدهد: سیاستگذار باید این را بپذیرد که یک شرکت دارویی، یک شرکت اقتصادی و یک شرکت بیزینسی است. شرکت دارویی خیریه نیست. وقتی یک شرکت اقتصادی است، مشکلاتش هم معمولاً مشابه سایر بخشهای اقتصاد کشور خواهد بود.
از نگاه این کارشناس صنعت دارو، نخستین مشکل جدی در شرایط فعلی، جریان نداشتن نقدینگی در زنجیره دارو است. دولت یکی از اصلیترین مصرفکنندگان دارو محسوب میشود اما پرداختهای آن به شرکتهای دارویی و پخش با تأخیر انجام میشود و از سوی دیگر، مطالبات شرکتها از بیمهها نیز به موقع پرداخت نمیشود. نتیجه این وضعیت آن است که پول در زنجیره دارو گردش لازم را ندارد و فشار مالی از یک حلقه به حلقه دیگر منتقل میشود.
مصباحی میگوید: ما در صنعت دارو جریان نقدینگی نداریم و نقدینگی به خوبی در این زنجیره حرکت نمیکند. دولت مصرفکننده اصلی دارو است، اما پرداختهای دولت و همچنین مطالبات شرکتها از بیمهها به خوبی و به موقع پرداخت نمیشود.
او معتقد است: این مسئله صرفاً یک مشکل حسابداری یا مالی برای شرکتها نیست، بلکه مستقیماً بر توان آنها برای ادامه تولید اثر میگذارد. زمانی که شرکت پخش پول خود را از دولت یا بیمه دریافت نمیکند، امکان پرداخت به تولیدکننده را ندارد و تولیدکننده نیز در نهایت برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق و هزینههای جاری و ادامه تولید با مشکل مواجه میشود.
با این حال، او تأکید دارد که مشکل صنعت دارو تنها در نقدینگی و ارز خلاصه نمیشود و قیمتگذاری دارو نیز یکی از پایههای اصلی این بحران است. از نگاه مصباحی، نمیتوان از یک شرکت دارویی انتظار داشت هزینههایش را با قیمتهایی پوشش دهد که مربوط به دو سال قبل است؛ آن هم در شرایطی که همان قیمت قدیمی نیز الزاماً حاشیه سود مناسبی برای شرکت ایجاد نمیکرده است.
او میگوید: الان دیگر وضعیت کاملاً واضح است. یک شرکت دارویی را در نظر بگیرید که مالیات، آب، برق، حقوق کارکنان، هزینه بستهبندی و هزینه مواد اولیهاش افزایش پیدا کرده و حتی پول برقش هم بیشتر شده است. آیا چنین شرکتی میتواند با قیمتی که مربوط به دو سال پیش است، همان محصول را تولید کند؟ تازه آن قیمت دو سال پیش هم در زمان خودش حاشیه سود مناسبی نداشته است.
از نگاه او، تداوم این وضعیت باعث میشود شرکتهای دارویی نهتنها در تأمین هزینههای جاری خود با مشکل مواجه شوند، بلکه از سرمایهگذاری برای حفظ کیفیت و بهروزرسانی خطوط تولید نیز عقب بمانند.
مصباحی تأکید میکند: شرکت دارویی برای اینکه کیفیتش را حفظ کند، باید هر سال بازسازی و بهروزرسانی داشته باشد. باید تجهیزات و فرایندهایش را بهروز نگه دارد. وقتی درآمد کافی وجود نداشته باشد، این اتفاق نمیافتد. بنابراین ادامه حیات یک شرکت دارویی فقط به این نیست که امروز محصولی تولید کند؛ یک بخش آن اقتصادی است و بخش دیگر بهروز بودن کیفیت ساخت و تولید آن مربوط میشود.
قیمتگذاری به نفع بیمار هم نیست
مصباحی در بخش دیگری از صحبتهایش به رویکرد سیاستگذار در قیمتگذاری دارو انتقاد دارد و معتقد است کنترل قیمت با هدف حمایت از بیمار، اگر بدون در نظر گرفتن اقتصاد تولید انجام شود، میتواند در نهایت نتیجه معکوس داشته باشد.
او میگوید: به نظر من ابتدا باید این باور ایجاد شود که شرکتهای داروسازی بنگاههای اقتصادی هستند. یک بنگاه اقتصادی باید قیمت مناسب داشته باشد، باید به موقع ارزش محصولش را دریافت کند و باید مطالباتش را به موقع وصول کند تا چرخه تولیدش به خوبی و با کیفیت اتفاق بیفتد.
به گفته او، حمایت از بیمار نیز نباید به معنای تحمیل هزینه حمایت به تولیدکننده باشد. مصباحی معتقد است در بسیاری از کشورها، نقش اصلی حمایت مالی از بیمار بر عهده نظام بیمهای است، نه اینکه شرکت داروسازی مجبور شود از محل سود و منابع خود هزینه این حمایت را تحمل کند.
او تأکید میکند: محافظت از بیمار نباید وظیفهای باشد که شرکت داروسازی به تنهایی بر عهده بگیرد. در همه جای دنیا این بیمهها هستند که باید از بیمار حمایت کنند. متأسفانه ما با کنترل قیمت و محدودیتهایی که در خرید ارز ایجاد میکنیم، تصور میکنیم داریم از بیمار حمایت میکنیم، در حالی که اینطور نیست.
به اعتقاد مصباحی، فشار بر شرکتهای دارویی میتواند در نهایت به خود بیمار بازگردد. وقتی شرکت توان اقتصادی لازم را برای ادامه فعالیت نداشته باشد، نخستین پیامد آن میتواند کاهش توان تولید، کاهش سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت و در نهایت اختلال در تأمین برخی اقلام باشد.
او میگوید: این شرایط باعث میشود شرکتهای داروسازی تحت فشار اقتصادی قرار بگیرند و نتوانند ادامه حیات بدهند. در نهایت، این فشار فقط به شرکت وارد نمیشود؛ بیمار هم تحت فشار قرار میگیرد.
مصباحی در پایان تأکید میکند که راهحل مشکلات صنعت دارو از نظر او در همین چند محور مشخص است: گردش نقدینگی، پرداخت بهموقع مطالبات، تأمین بهموقع ارز و اصلاح قیمت دارو متناسب با هزینههای واقعی تولید.
او میگوید: این موارد بارها در نامههای سندیکا به تمام مراجع و مراکز تصمیمگیرنده مطرح شده است. اگر به همین چند موضوع توجه شود، مطمئناً هم داروی کامل خواهیم داشت و هم داروی باکیفیت؛ دارویی که بیماران از آن رضایت داشته باشند و شبکه سلامت کشور هم آسیب نبیند.
بابک مصباحی، کارشناس صنعت دارو در گفتوگو با سالمخبر با بیان این مطلب اظهار داشت: برای شرکتهایی که خرید خارجی دارند، بهموقع بودن تخصیص ارز یکی از مشکلاتی است که همیشه شرکتها را اذیت میکند. ما ارزی را که لازم داریم، به موقع دریافت نمیکنیم. از طرف دیگر، چون چرخه اقتصادی شرکتها مناسب نیست و حاشیه سود مناسبی هم وجود ندارد، حتی وقتی ارز تخصیص پیدا میکند، ممکن است شرکت نتواند به موقع آن را خریداری کند.
به اعتقاد این کارشناس، وقتی تامین اختلال در تامین ارز، نقدینگی و قیمت گذاری در کنار یکدیگر قرار میگیرند در نهایت خود را به شکل کمبود یا شورتیج در برخی اقلام دارویی و مواد اولیه نشان میدهند. بنابراین نمیتوان کمبود دارو را صرفاً به یک حلقه از زنجیره نسبت داد.
مصباحی در این باره توضیح میدهد: این مسائل کنار هم باعث میشود که ما در بعضی موارد، بعضی مواد اولیه و بعضی محصولات، کمبود را احساس کنیم. وقتی چرخه اقتصادی صنعت درست کار نکند، طبیعی است که نتیجه آن را در تأمین بعضی اقلام ببینیم.
داروخانه و داروسازی خیریه نیست
وی معتقد است مشکلات صنعت دارو با وجود پیچیدگیهایی که در سالهای اخیر پیدا کرده، در اصل به چند مسئله مشخص محدود میشود؛ مسائلی که به گفته او بارها از سوی انجمنها،
مصباحی در این باره میگوید: مشکلات صنعت دارو خیلی پیچیده نیست. شاید سه چهار موضوع اصلی وجود داشته باشد که باعث شده این صنعت در سالهای سال آن بالندگی خودش را نداشته باشد. بارها هم از سوی انجمنها و سندیکا و حتی در جلساتی با معاونان غذا و دارو و داروسازها گفته شده که اگر این چند مشکل حل شود، مطمئناً اتفاقات خوبی در صنعت دارو خواهد افتاد.
به گفته او، نخستین مسئلهای که باید در سیاستگذاری دارویی اصلاح شود، نوع نگاه به شرکتهای داروسازی است. مصباحی تأکید میکند که شرکت دارویی یک بنگاه اقتصادی است و نمیتوان از آن انتظار داشت بدون برخورداری از درآمد و حاشیه سود متناسب، هزینههای تولید، سرمایهگذاری و بهروزرسانی خود را تأمین کند.
او توضیح میدهد: سیاستگذار باید این را بپذیرد که یک شرکت دارویی، یک شرکت اقتصادی و یک شرکت بیزینسی است. شرکت دارویی خیریه نیست. وقتی یک شرکت اقتصادی است، مشکلاتش هم معمولاً مشابه سایر بخشهای اقتصاد کشور خواهد بود.
از نگاه این کارشناس صنعت دارو، نخستین مشکل جدی در شرایط فعلی، جریان نداشتن نقدینگی در زنجیره دارو است. دولت یکی از اصلیترین مصرفکنندگان دارو محسوب میشود اما پرداختهای آن به شرکتهای دارویی و پخش با تأخیر
مصباحی میگوید: ما در صنعت دارو جریان نقدینگی نداریم و نقدینگی به خوبی در این زنجیره حرکت نمیکند. دولت مصرفکننده اصلی دارو است، اما پرداختهای دولت و همچنین مطالبات شرکتها از بیمهها به خوبی و به موقع پرداخت نمیشود.
او معتقد است: این مسئله صرفاً یک مشکل حسابداری یا مالی برای شرکتها نیست، بلکه مستقیماً بر توان آنها برای ادامه تولید اثر میگذارد. زمانی که شرکت پخش پول خود را از دولت یا بیمه دریافت نمیکند، امکان پرداخت به تولیدکننده را ندارد و تولیدکننده نیز در نهایت برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق و هزینههای جاری و ادامه تولید با مشکل مواجه میشود.
با این حال، او تأکید دارد که مشکل صنعت دارو تنها در نقدینگی و ارز خلاصه نمیشود و قیمتگذاری دارو نیز یکی از پایههای اصلی این بحران است. از نگاه مصباحی، نمیتوان از یک شرکت دارویی انتظار داشت هزینههایش را با قیمتهایی پوشش دهد که مربوط به دو سال قبل است؛ آن هم در شرایطی که همان قیمت قدیمی نیز الزاماً حاشیه سود مناسبی برای شرکت ایجاد نمیکرده است.
او میگوید: الان دیگر وضعیت کاملاً واضح است. یک شرکت دارویی را در نظر بگیرید که مالیات، آب، برق، حقوق کارکنان، هزینه بستهبندی و هزینه مواد اولیهاش افزایش پیدا کرده و حتی پول برقش هم بیشتر شده است. آیا چنین شرکتی میتواند با
از نگاه او، تداوم این وضعیت باعث میشود شرکتهای دارویی نهتنها در تأمین هزینههای جاری خود با مشکل مواجه شوند، بلکه از سرمایهگذاری برای حفظ کیفیت و بهروزرسانی خطوط تولید نیز عقب بمانند.
مصباحی تأکید میکند: شرکت دارویی برای اینکه کیفیتش را حفظ کند، باید هر سال بازسازی و بهروزرسانی داشته باشد. باید تجهیزات و فرایندهایش را بهروز نگه دارد. وقتی درآمد کافی وجود نداشته باشد، این اتفاق نمیافتد. بنابراین ادامه حیات یک شرکت دارویی فقط به این نیست که امروز محصولی تولید کند؛ یک بخش آن اقتصادی است و بخش دیگر بهروز بودن کیفیت ساخت و تولید آن مربوط میشود.
قیمتگذاری به نفع بیمار هم نیست
مصباحی در بخش دیگری از صحبتهایش به رویکرد سیاستگذار در قیمتگذاری دارو انتقاد دارد و معتقد است کنترل قیمت با هدف حمایت از بیمار، اگر بدون در نظر گرفتن اقتصاد تولید انجام شود، میتواند در نهایت نتیجه معکوس داشته باشد.
او میگوید: به نظر من ابتدا باید این باور ایجاد شود که شرکتهای داروسازی بنگاههای اقتصادی هستند. یک بنگاه اقتصادی باید قیمت مناسب داشته باشد، باید به موقع ارزش محصولش را دریافت کند و باید مطالباتش را به موقع وصول کند تا چرخه تولیدش به خوبی و با کیفیت اتفاق بیفتد.
به گفته او، حمایت از بیمار نیز نباید به معنای تحمیل هزینه حمایت به تولیدکننده باشد. مصباحی معتقد است در بسیاری از کشورها، نقش اصلی حمایت مالی از بیمار بر
او تأکید میکند: محافظت از بیمار نباید وظیفهای باشد که شرکت داروسازی به تنهایی بر عهده بگیرد. در همه جای دنیا این بیمهها هستند که باید از بیمار حمایت کنند. متأسفانه ما با کنترل قیمت و محدودیتهایی که در خرید ارز ایجاد میکنیم، تصور میکنیم داریم از بیمار حمایت میکنیم، در حالی که اینطور نیست.
به اعتقاد مصباحی، فشار بر شرکتهای دارویی میتواند در نهایت به خود بیمار بازگردد. وقتی شرکت توان اقتصادی لازم را برای ادامه فعالیت نداشته باشد، نخستین پیامد آن میتواند کاهش توان تولید، کاهش سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت و در نهایت اختلال در تأمین برخی اقلام باشد.
او میگوید: این شرایط باعث میشود شرکتهای داروسازی تحت فشار اقتصادی قرار بگیرند و نتوانند ادامه حیات بدهند. در نهایت، این فشار فقط به شرکت وارد نمیشود؛ بیمار هم تحت فشار قرار میگیرد.
مصباحی در پایان تأکید میکند که راهحل مشکلات صنعت دارو از نظر او در همین چند محور مشخص است: گردش نقدینگی، پرداخت بهموقع مطالبات، تأمین بهموقع ارز و اصلاح قیمت دارو متناسب با هزینههای واقعی تولید.
او میگوید: این موارد بارها در نامههای سندیکا به تمام مراجع و مراکز تصمیمگیرنده مطرح شده است. اگر به همین چند موضوع توجه شود، مطمئناً هم داروی کامل خواهیم داشت و هم داروی باکیفیت؛ دارویی که بیماران از آن رضایت داشته باشند و شبکه سلامت کشور هم آسیب نبیند.



















