سرمایه انسانی؛ مهمترین دارایی و ستون تابآوری نظام سلامت ایران
یادداشت/ محمدرضا شیخی چمان؛ استادیار اقتصاد سلامت
تاریخ انتشار :
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۱۶
کد مطلب : ۲۱۵۵۶
سالمخبر: در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، محدودیت منابع عمومی و کاهش قدرت خرید روبهروست، بحث درباره وضعیت معیشتی کارکنان نظام سلامت بیش از گذشته اهمیت یافته است. با این حال، تقلیل این موضوع به حقوق و مزایا یا افزایش هزینههای بودجهای، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. مسئله اصلی، پایداری نظام سلامت و حفظ مهمترین دارایی آن یعنی سرمایه انسانی است. در ادبیات اقتصاد سلامت، نیروی انسانی مهمترین نهاده تولید سلامت به شمار میآید.
ساختمانها، تجهیزات و فناوریهای پیشرفته، بدون حضور کارکنان توانمند، باانگیزه و ماندگار، عملا ارزش چندانی در تولید سلامت ندارند. این سرمایه انسانی نیز تنها به پزشکان و پرستاران محدود نمیشود، بلکه کارکنان بهداشتی، درمانی، آموزشی، پژوهشی، اداری، مدیریتی و پشتیبانی را نیز در بر میگیرد که هر یک بخش مهمی از زنجیره تولید سلامت هستند.
نظام سلامت بیش از آنکه تجهیزاتمحور باشد، نظامی دانشمحور و انسانمحور است. در سالهای اخیر، کاهش مستمر درآمد واقعی بسیاری از کارکنان این حوزه به یکی از چالشهای کمتر دیدهشده تبدیل شده است. هنگامی که دریافتی افراد از تورم عقب میماند، پیامدها تنها به کاهش رفاه خانوار محدود نمیشود؛ فرسودگی شغلی، افت انگیزه، کاهش بهرهوری، اشتغال همزمان، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش جذابیت مشاغل سلامت از جمله پیامدهای آن است.
این روند بهتدریج ظرفیت عملکردی نظام سلامت را تضعیف میکند. از منظر حکمرانی سلامت، کیفیت خدمات ارتباط مستقیمی با کیفیت و انگیزه نیروی انسانی دارد. تضعیف سرمایه انسانی دیر یا زود در کیفیت آموزش، پژوهش، خدمات بهداشتی و درمانی و میزان رضایتمندی مردم از نظام سلامت منعکس خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از نظامهای سلامت موفق جهان، سرمایه انسانی را نه یک هزینه جاری، بلکه یک دارایی راهبردی تلقی میکنند.
در بسیاری از مباحث بودجهای، هزینههای نیروی انسانی بهعنوان بار مالی دیده میشود؛ در حالی که از منظر اقتصاد سلامت، بخش مهمی از این هزینهها ماهیت سرمایهگذاری دارد. همانگونه که فرسودگی تجهیزات نیازمند نوسازی است، فرسودگی سرمایه انسانی نیز نیازمند توجه و بازسازی است. تجربه همهگیری کووید-۱۹ نشان داد که تابآوری نظام سلامت بیش از هر چیز به کیفیت، انگیزه و ماندگاری نیروی انسانی آن وابسته است. البته راهحل را نباید صرفا در افزایش یکسان پرداختها جستوجو کرد.
آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، استقرار رویکردی مبتنی بر حکمرانی سرمایه انسانی است؛ رویکردی که در آن نظام پرداخت عادلانهتر، فرصتهای رشد حرفهای گستردهتر، محیط کار مطلوبتر و مشوقهای ماندگاری موثرتر طراحی شوند. در مجموع، پرسنل نظام سلامت صرفا دریافتکنندگان حقوق و مزایا نیستند، بلکه مهمترین دارایی راهبردی سیستم به شمار میآیند. از این منظر، توجه به رفاه، انگیزش و توسعه حرفهای آنان نه یک هزینه جاری، بلکه سرمایهگذاری برای آینده کشور است. امید است که با تقویت حکمرانی سرمایه انسانی و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد، نظام سلامت ایران بتواند مسیر ارتقای کیفیت، عدالت و تابآوری را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.
ساختمانها، تجهیزات و فناوریهای پیشرفته، بدون حضور کارکنان توانمند، باانگیزه و ماندگار، عملا ارزش چندانی در تولید سلامت ندارند. این سرمایه انسانی نیز تنها به پزشکان و پرستاران محدود نمیشود، بلکه کارکنان بهداشتی، درمانی، آموزشی، پژوهشی، اداری، مدیریتی و پشتیبانی را نیز در بر میگیرد که هر یک بخش مهمی از زنجیره تولید سلامت هستند.
نظام سلامت بیش از آنکه تجهیزاتمحور باشد، نظامی دانشمحور و انسانمحور است. در سالهای اخیر، کاهش مستمر درآمد واقعی بسیاری از کارکنان این حوزه به یکی از چالشهای کمتر دیدهشده تبدیل شده است. هنگامی که دریافتی افراد از تورم عقب میماند، پیامدها تنها به کاهش رفاه خانوار محدود نمیشود؛ فرسودگی شغلی، افت انگیزه، کاهش بهرهوری، اشتغال همزمان، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش جذابیت مشاغل سلامت از جمله پیامدهای آن است.
این روند بهتدریج ظرفیت عملکردی نظام سلامت را تضعیف میکند. از منظر حکمرانی سلامت، کیفیت خدمات ارتباط مستقیمی با کیفیت و انگیزه نیروی انسانی دارد. تضعیف سرمایه انسانی دیر یا زود در کیفیت آموزش، پژوهش، خدمات بهداشتی و درمانی و میزان رضایتمندی مردم از نظام سلامت منعکس خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از نظامهای سلامت موفق جهان، سرمایه انسانی را نه یک هزینه جاری، بلکه یک دارایی راهبردی تلقی میکنند.
در بسیاری از مباحث بودجهای، هزینههای نیروی انسانی بهعنوان بار مالی دیده میشود؛ در حالی که از منظر اقتصاد سلامت، بخش مهمی از این هزینهها ماهیت سرمایهگذاری دارد. همانگونه که فرسودگی تجهیزات نیازمند نوسازی است، فرسودگی سرمایه انسانی نیز نیازمند توجه و بازسازی است. تجربه همهگیری کووید-۱۹ نشان داد که تابآوری نظام سلامت بیش از هر چیز به کیفیت، انگیزه و ماندگاری نیروی انسانی آن وابسته است. البته راهحل را نباید صرفا در افزایش یکسان پرداختها جستوجو کرد.
آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، استقرار رویکردی مبتنی بر حکمرانی سرمایه انسانی است؛ رویکردی که در آن نظام پرداخت عادلانهتر، فرصتهای رشد حرفهای گستردهتر، محیط کار مطلوبتر و مشوقهای ماندگاری موثرتر طراحی شوند. در مجموع، پرسنل نظام سلامت صرفا دریافتکنندگان حقوق و مزایا نیستند، بلکه مهمترین دارایی راهبردی سیستم به شمار میآیند. از این منظر، توجه به رفاه، انگیزش و توسعه حرفهای آنان نه یک هزینه جاری، بلکه سرمایهگذاری برای آینده کشور است. امید است که با تقویت حکمرانی سرمایه انسانی و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد، نظام سلامت ایران بتواند مسیر ارتقای کیفیت، عدالت و تابآوری را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.




















